Karbera is connecting to server ...

بلاگ

ویدا شهریاری
آبان ۲۳, ۱۳۹۸
فریلنسینگ بدون دیدگاه

چگونه در ۳۱ روز یک فریلنسر شویم؟ روز پنجم

اگر به این نتیجه رسیده اید که می توانید یک فریلنسر باشید و یا اگر فریلنسر هستید و می خواهید کسب و کار فریلنسری تان را بزرگ تر کنید، این نکات می تواند به شما کمک کند تا مثل یک فریلنسر زندگی کنید و از آن لذت ببرید. این مقاله، راهنمای گام به گام شروع فریلنسینگ از زبان کسی است که پس از ۱۴ سال کار تمام وقت کارمندی شروع به فریلنسر شدن نموده است.

امروز توضیح روز ۵ از ۳۱ روزی است که قرار است در آن فریلنسر شوید یا خودتان را فریلنسر بهتری نمایید. اگر مقاله مربوط به روزهای قبل را نخوانده اید، حتما آن ها را مطالعه کنید. لینک مقاله مربوط به روزهای قبل:

۱٫ “چگونه در ۳۱ روز یک فریلنسر شویم؟ روز اول” -> (فهرست مهارت های فریلنسینگ خودتان را ایجاد کنید)

۲٫ “چگونه در ۳۱ روز یک فریلنسر شویم؟ روز دوم” -> (منابع مورد نیاز فریلنسینگ را بررسی کنید)

۳٫ “چگونه در ۳۱ روز یک فریلنسر شویم؟ روز سوم” -> (اهداف فریلنسینگ خودتان را مشخص کنید)

۴٫ “چگونه در ۳۱ روز یک فریلنسر شویم؟ روز چهارم” -> (وارد فکر مشتری خود شوید)

روز پنجم: داستان شما چیست؟

کار دیروز (روز چهارم) نسبتاً سنگین بود. پس امروز، کمی سبک تر کار می کنیم. کار جالبی را امروز انجام می دهیم و بی صبرانه منتظر نظرات شما راجع به آن خواهیم بود.

چرا راجع به داستان شما صحبت می کنیم؟

داستان ها قدرتمند هستند. ما از بچگی داستان های مختلفی را شنیده و چیزهای زیادی از آن ها یاد گرفته ایم. آن ها همیشه آرامش بخش و جالب توجه بودند. وقتی کسی شروع به تعریف کردن یک داستان می کند، ما معمولاً از خود بیخود می شویم و به آن گوش می دهیم.

زمانی که در برنامه کودک کار می کردم، ما اغلب برای یاد دادن مفاهیم مهم به بچه ها از داستان ها استفاده می کردیم. البته آن ها خبر نداشتند که دارند چیزی یاد می گیرند!

نهایتا، داستان های شخصی برای عمیق تر شدن رابطه ها حیاتی هستند. در ملاقات های عاطفی چه می کنید؟ در واقع برای هم داستان هم تعریف می کنید!

همین موضوع در جذب مشتری ها نیز صادق می باشد. شما می خواهید تا مشتری ای آینده تان شما را بشناسند، پس به آن ها یاد می دهید تا شما را دوست داشته و اطمینان کافی برای استخدامتان داشته باشند. باور کنید، ما انسان ها همیشه انتخاب می کنیم تا با کسانی که دوستشان داریم و با آن ها صمیمی تر هستیم کار کنیم.

داستان شما چیست؟

امروز شما داستان خودتان را می نویسید. فکر می کنید داستانی ندارید؟ با پاسخ به این سوالات شروع کنید:

  • قبل از شروع فریلنسینگ چه می کردید؟ (یا چه کاری را همراه با فریلنسینگ دارید انجام می دهید؟)
  • چرا به فکر فریلنسر شدن افتادید؟ چه چیزی شما را مشتاق کرد؟
  • چگونه فریلنسینگ را شروع کردید؟
  • چگونه در کاری که انجام می دهید، خوب شدید؟
  • هدف هایتان چیستند؟ چه چیزی باعث می شود سخت کار کنید؟
  • موفقیت برای شما چه شکلی است؟

زمانی که اولین داستانتان را می نویسید، بدون ویرایش این کار را بکنید. نگران نباشید که زیادی طولانی باشد یا اینکه خیلی از جزئیات را ارائه می کنید. مانند تمرین های قبلی، آن قدر بنویسید تا زمانی که تمام فکرهایی که مربوط به این فعالیت بود، تمام شود. بعدا می توانید این متن ها را ویرایش نمایید.

اگر نویسنده نیستید و این کار را خیلی سخت می بینید، سعی کنید داستانتان را بلند بر زبان بیاورید. صدایتان را ضبط کنید.

اگر دوست داشتید می توانید وقفه ای برای چند دقیقه داشته باشید (یا یک کار فریلنسری در بین این فعالیت انجام دهید) و دوباره با دیدی جدید به داستانتان بازگردید.

حالا دوباره داستانتان را بخوانید. مراقب موضوعات کلیدی که در شما برجسته است باشید. فکر می کنید چه جزئیاتی باعث جلب توجه بیشتر مشتریانتان خواهد شد؟ آن جزئیات را حتما بیاورید. بیش از آن چه که با آن راحت هستید، برملا نکنید. این داستان شماست و کاملا در کنترلتان است.

هرکاری که می کنید، دروغ نگویید.-

وقتی که از نوشته تان احساس رضایت پیدا کردید، استراحت دیگری داشته باشید و به خودتان یک تکه سیب جایزه دهید.

چون که شما سخت تلاش کرده اید و لایق آن هستید!

ولی صبر کنید، هنوز کارمان تمام نشده است…

چگونه از داستانتان استفاده کنید؟

اگر از قبل وبلاگ یا وب سایتی دارید، داستانتان را در صفحه “درباره من” منتشر کنید. همچنین در سایت های دیگر شما می توانید از نسخه ۵ جمله ای داستانتان برای بیوگرافی نویسنده استفاده کنید.

اگر هیچ کدام از این موارد موجود نیست، داستانتان را در یک فایل نگه دارید. بالاخره بعدا استفاده های خوبی از آن خواهید کرد.

می دانم چه فکر می کنید

داستان خودتان را ننوشته اید؟ فکر می کنید که زندگی تان خیلی خسته کننده است؟ یا نگران هستید که مشتری های آینده تان را با این داستان به جای جذب کردن از دست بدهید؟

تگران نباشید، این موضوع بین همه وجود دارد- حتی از مشتریانی که کسب و کارهای آنلاین موفق دارند این موضوع را شنیده ام.

اجازه دهید به شما اطمینان بدهم. داستانتان فقط برای شما و مشتریانتان که مشتری ایده آلتان نیستند، خسته کننده جلوه می کند.

همچنین فکر می کنم که شما باید بدانید: شما غالباً داستانتان را تعریف می کنید و بیمار می شوید. انتظار آن را داشته باشید و وقتی که اتفاق می افند، متعجب نشوید و یا استرس نگیرید.

و یک چیز دیگر، هرچه بیشتر پیش بروید می توانید همیشه داستان خود را اصلاح کنید و بهبود ببخشید. داستان شما از سنگ نیست که نتوان تغییرش داد.

پس، چرا نشسته اید و هنوز دارید می خوانید؟ بروید و داستانتان را بنویسید! و بعد برگردید و نظراتتان را برای ما ارسال کنید…

نظر